آرزو های خود را باور کنید

آرزو داشتن و دنبال کردن آرزوها از شیرین ترین بخش های هیجانی زندگی هر انسانی است. آرزوهای ما پایان ناپذیر است و تا دم مرگ همراه ماست. زندگی برای افرادی که هیچ آرزویی ندارند خالی از هر گونه تحرک، امید و هیجان سپری می شود و در نتیجه زندگی بدون فعالیت و امید به موفقیت، هیچ مفهومی ندارد، بنابراین داشتن آرزو نشانه سلامت روان است و موتور زندگی را همواره روشن نگه می دارد.
همه انسان ها از روزی كه به بلوغ عقلی و فكری دست پیدا می كنند،برای خود اهداف و آرزوهایی دارند و هر كدام به نحوی برای رسیدن به اهداف خود تلاش می كنند؛ از داشتن یك ماشین گرانقیمت و خانه ای در فلان منطقه شهر گرفته تا رسیدن به یك موقعیت اجتماعی و همچنین رسیدن به یك مقام معنوی از جمله آرزوها و اهدافی است كه افراد برای رسیدن به آن تلاش می كنند.
اما در این میان واقعیتی تلخ وجود دارد و آن اینكه تنها درصد كمی از افراد به آرزوها و اهداف خود دست پیدا می كنند و بقیه تنها در خیال رسیدن به اهداف خود ، روزها را شب و ایام و سال های متوالی را سپری می كنند.


حقیقت این است كه برای رسیدن به اهدافی كه از پیش تعیین كرده اید، نیازمند رعایت قوانینی هستید كه با اجرایی كردن دقیق آنها در مسیر رسیدن به خواسته های خود قرار بگیرید و هیچ فردی بدون رعایت این قوانین به اهداف خود نرسیده است،مگر كسانی كه اهداف شیطانی بر سر داشته و مسلم است كه این آرزوها پایدار نبوده و فنا شدنی است.
زمانی آرزوی ما عملی شود که به صورت هدف در آید و بتوان با کلام مشخص آن را واضح مطرح کرد. تا زمانی که آرزو به هدف معین تبدیل نشود و هدف ها نیز به حالت مکتوب در نیایند، آرزو فقط آرزوست و تا ابد نیز آرزو باقی خواهد ماند.
هرچند كه برای رسیدن به اهداف و آرزوهایی كه در سر دارید، عوامل مهمی چون :
1-برنامه ریزی
2-سعی و تلاش
3-و تجربه و تخصص
لازم است اما ، مطالعه صفحات تاریخ نشان می دهد كه افرادی كه به این امور اكتفا كرده اند،در مسیر موفقیت با شكست مواجه شدند و هیچ گاه نتوانستند،اهداف خود را اجرایی كنند،چرا كه این افراد از یك قانون طلایی به نام توكل غافل بودند ، قانونی كه خداوند متعال در آیات الهی آن را در سایه معرفی زندگی برگزیدگان خود برای ما به تصویر می كشد
شرایط لازم برای تحقق آرزوها
برای تقویت اراده و به انجام رساندن امور یا به عبارتی جهت مهیا کردن شرایط لازم به توصیه های زیر توجه کنید:
۱. بهانه نیاورید. به ندای درونی خود گوش جان بسپارید. سخت تلاش کنید و روی کار خود تمرکز داشته باشید.
۲. دیگران را نیز در نظر داشته باشید. موفقیت واقعی زمانی به وجود می آید که نه فقط در زندگی ما بلکه در زندگی دیگران نیز تغییرات مثبتی ایجاد کند.
۳. عادت کنید صبح زود از خواب برخیزید و از شب قبل برنامه روزانه خود را طراحی کنید. به عبارت دیگر قدر زمان را بیشتر بدانید و اجازه ندهید استعداد شما سرگردان بماند.
۴. برای کسب انرژی بیشتر به جسم خود اهمیت بدهید. ورزش را جدی بگیرید و برنامه غذایی خود را در جهت سلامتی و برای یک وزن مناسب اصلاح کنید.
۵. جرات مندی را در خود باور سازید. انسان های زیادی دارای استعداد و خلاقیت بودند، اما چون دل و جرات واقعی برای درک مسئله و خطر کردن را نداشتند، موفقیتی هم عایدشان نشده است. یادتان باشد: «دیکته ننوشته همواره بی غلط است.»
۶. مطالعه و یادگیری را سرلوحه زندگی خود قرار دهید. با روزی یکی دو ساعت مطالعه می توانید معلومات خود را به خوبی ارتقا دهید. در برنامه مطالعه خود شرح حال افراد جسور و موفق را در اولویت قرار دهید و از آنها سرمشق بگیرید.
۷. هیچ گاه ناامید نشوید. بدانید اگر انسان های موفق زود مایوس می شدند و دست از تحقق اهداف و آرزوهای خود می کشیدند، الان هیچ کدام از امکاناتی(برق، تلفن و…) که به واسطه تلاش و استقامت و در نهایت اختراع آنها در اختیار داریم، وجود نداشتند.
68 ثانیه تمرکز !
بسیاری از سخنرانان موفق به خصوص در حوزه قانون جذب نظیر ایسترهیکس نظریه جالبی دارند. آنها می گویند اگر انسان بتواند فقط ۱۸ ثانیه روی چیزی که واقعاً می خواهد تمرکز کند یک زنگ بزرگ در کاینات به صدا در می آید که توجه کل هستی را به سمت این شخص جلب می کند.
اگر این ۱۸ ثانیه بتواند تا ۶۸ ثانیه ادامه یابد دیگر کار تمام است و کل هستی به تکاپو می افتد تا برای فکر متمرکز شده یک راه حل پیدا کند.
اگر آرزوست برآورده اش کند و اگر سوال است برایش جوابی بیابد.
در نگاه اول شاید این عدد ۶۸ ثانیه خیلی کم و ناچیز به نظر برسد.
۶۸ ثانیه یعنی فقط یک دقیقه و هشت ثانیه و بسیاری از افراد می گویند که تمرکز به مدت ۶۸ ثانیه هیچ کاری ندارد!؟
خب آیا شما هم همین طور فکر می کنید؟
بسیار عالی است! امتحان کنید.
خواهید دید که هنوز ۱۸ ثانیه اول رد نشده فکرتان منحرف می شود.
ایده ای جدید بلافاصله از اعماق افکارتان ظاهر می شود و نجواگر درونی تان به سخن در می آْید که جدی نگیر و دست از این بازی ها بردار و به مسایل مهم تر زندگی بپرداز و …
ما عادت کرده ایم و در حقیقت عادت داده شده ایم که بدون فکر و بر اساس عادت زندگی کنیم.
ما صبح از خواب بر می خیزیم بدون این که فقط ۶۸ ثانیه برای کارهای روزانه وقت بگذاریم شروع می کنیم به خوردن صبحانه و سر کار رفتن.
بدون اینکه ۶۸ ثانیه مستمر ناقابل برای ارزیابی کارهایمان وقت بگذاریم اسب سرکش ذهن را به این سو و آن سو می تازانیم تا ظهر شود و ناهاری بخوریم و استراحتی و بعد دوباره کار و سپس شب و دور هم جمع شدن و تلویزیون دیدن و بعد خوابیدن.
هر ساعت ۶۰ دقیقه است و شبانه روز شامل هزار و چهارصد و چهل دقیقه است اما ما خیلی مواقع در این ۱۴۴۰ دقیقه شبانه روزمان نمی توانیم ۶۸ ثانیه روی یک موضوع خاص فکرمان را متمرکز کنیم!
به راستی این فکر پر جست و خیز که نمی تواند ۶۸ ثانیه آرام بگیرد به چه دردی می خورد؟!
فکر پریشان و ناآرام چیزی جز بی قراری و آشفتگی به همراه ندارد.
پیر و جوان و زن و مرد هم نمی شناسد.
فکری که نتواند آرام گیرد و چند لحظه ای روی موضوعی که صاحب فکر صلاح می داند متمرکز شود، مطمئناً به هنگام نیاز و بحران که تمرکز بیشتر لازم است، کارآیی ندارد و فلج می شود.
باید همین الان هر کاری که داریم زمین بگذاریم و به سراغ ذهن ناآرام خود برویم و ۶۸ ثانیه آن را مهار کنیم.
۶۸ ثانیه به شرایطی که الان در آن قرار داریم بیندیشیم.
۶۸ ثانیه بعد به این که واقعا در زندگی چه می خواهیم فکر کنیم.
۶۸ ثانیه بعد به خوشبختی های خودمان بیندیشیم و ۶۸ ثانیه دیگر به این فکر کنیم که چقدر آرام می شویم وقتی روی مسائل زندگی خودمان با آرامش فکر می کنیم.
کاینات بیرون از بدن ما گوش به فرمان ماست تا هر چه را می خواهیم به او ابلاغ کنیم.
اما به یک شرط و آن این است که موقع دستور دادن این طرف و آن طرف نپریم.
۶۸ ثانیه یک جا بایستیم و صریح و شفاف بگوییم چه می خواهیم.
آن وقت می بینی که می توانی …